سومین روز جهانی آموزش در حالی برگزار میشود که همه گیری جهانی کووید-۱۹ باعث اختلال وسیع و بیسابقه در آموزش شده است. تعطیلی مدارس، دانشگاهها و سایر موسسات آموزشی، زندگی و آموزش ۱.۶ میلیارد دانش آموز را در بیش از ۱۹۰ کشور تحت تأثیر قرار داده است.
تقریباً یک سال پس از آنکه سازمان بهداشت جهانی وضعیت اضطراری ناشی پاندمی کرونا را اعلام کرد این بیماری همچنان عوارض مخربی را بر تحصیل میلیونها کودک و جوان تحمیل میکند. تعطیلی مراکز آموزشی فرصتهای یادگیری را در همه سطوح، از ابتدایی تا آموزش عالی، به شدت تضعیف کرده است. همچنین دانشآموزان و دانشجویان را از ارتباط اجتماعی با همسالان خود و فعالیتهای بدنی که برای سلامت بسیاری ضروری هستند، محروم ساخته است.
با آنکه در اکثر کشورها، دولتها به سرعت برای ارائه راهحلهای جایگزین کوشیدند و به موفقیتهایی رسیدند، حداقل یک سوم دانش آموزان جهان، به امکانات یادگیری از راه دور دسترسی ندارند. این مساله سازمان ملل، یونسکو- نهاد علمی و آموزشی آن سازمان- و بسیاری دیگر از دولتها و موسسات مردمنهاد را در سراسر جهان بر آن داشته است تا تلاشی مضاعف برای فائق آمدن بر محرومیتهای تحصیلی ناشی از بحران کرونا داشته باشند.
پاندمی کرونا، چونان زنگ هشداری همگان را متوجه کرد ضروری است برای حفظ کارآمدی نظامهای آموزشی در برابر انواع بحرانها تدبیری اندیشیده شود، راهکارهای انعطاف پذیر و پایدارتر و خلاقانهتر. همه کشورها به راه حلهای کارآمد و ماندگار در زمینه آموزش نیاز دارند تا هم افراد محروم از تحصیل بتوانند به محیطهای آموزشی بازگردند و هم برای جلوگیری از مختل شدن آموزش در بحرانهایی احتمالی توانمند باشند.

پیامد دیگر این همهگیری و قرنطینههای گسترده ناشی از آن، استفاده بیسابقه از فضای مجازی و فناوریهای نو ارتباطاتی در آموزش است. این وضعیت را که میتوان یک نقطه عطف (paradigm shift) نامید تدریس و یادگیری را به طور اساسی متحول کرد. سبب شد آموزگاران، استادان، دانش آموزان و دانشجویان خواسته یا ناخواسته با فناوریهای نو در حوزه ارتباطات آشنا شوند. همچنین بسیاری خانوادهها را به این عرصه کشانید.
آشکار شدن ظرفیتهای گسترده فضای مجازی برای تعلیم و تربیت، از جمله عبور از محدودیتهای مکانی و تسهیل آموزشهای همگانی از نقاط مثبت این وضعیت است؛ امتیازاتی که بیگمان پس از فروکش کردن همهگیری و عادی شدن روال زندگانی اجتماعی نیز همچنان باید از آنها استفاده کرد. در عین حال نباید از مشکلات پیشآمده نیز غفلت کرد. مثلا نقش خانوادهها و خصوصا مادران در فرآیند آموزش کودکان بسیار بیشتر شده است، نقشی که شاید بسیاری از خانوادهها هنوز آمادگی، دانایی و امکانات لازم برای ایفای آن را ندارند و از اینرو نیازمند یاری نهادهای تخصصی و کارشناسان آموزشی هستند.
فقر و فقدان دسترسی به امکانات نوعا گران آموزش مجازی و از راه دور نیز از مشکلات جدی است. فقر چرخه باطلی است که قربانیان خود را همچون مردابی به درون خود کشیده و میبلعد. خانواده فقیر امکان آموزش فرزندان خود را ندارند. ترک تحصیل و فقدان مهارتهای لازم سبب میشود این کودکان در جوانی از شغل و جایگاه اجتماعی مناسب محروم مانند و در نتیجه فقر از نسلی به نسلی منتقل شود. آموزش کودکان و پیشگیری از ترک تحصیل آنان بهترین راه برای شکستن چرخه فقر است. آگاهی مادران در این مبارزه برای توقف فقر بسیار ضروری است. اگر مادران یاری شوند که در آموزش فرزندان خویش موفق عمل کنند، با در نظرداشت جایگاه بیهمتایی که نزد کودکان خود دارند، میتوانند نسل آینده را از فقر نجات دهند و به پیشرفت جامعه یاری رسانند.