مدارا یعنی احترام، پذیرش و قدردانی از تنوع غنی فرهنگهای جهان، شیوههای بیان و راههای متفاوت بودن ما به عنوان انسانها.
اعلامیه اصول مدارا، یونسکو، مصوب ۱۹۹۵
۳/۵⏰
در سال ۱۹۹۶، مجمع عمومی سازمان ملل با پذیرش قطعنامه 51/95، روز ۱۶ نوامبر را “روز جهانی مدارا” نامگذاری کرد. این اقدام پس از تصویب “اعلامیه اصول مدارا” توسط کشورهای عضو یونسکو در تاریخ ۱۶ نوامبر ۱۹۹۵ صورت گرفت. این اعلامیه تأکید دارد که مدارا نه به معنی بیتفاوتی است و نه تحمل اجباری، بلکه به معنای احترام و قدردانی از تنوع فرهنگها، شیوههای بیان و راههای مختلف حیات انسانی در جهان است. مدارا حقوق بشر و آزادیهای اساسی دیگران را به رسمیت میشناسد. انسانها ذاتاً متنوع هستند و تنها از طریق مدارا میتوان بقای جوامع چندفرهنگی را در هر منطقهای از جهان تضمین کرد.
چگونه میتوان با عدم مدارا مقابله کرد؟
۱. مبارزه با عدم مدارا نیاز به قانون دارد:
هر دولت مسئول اجرای قوانین حقوق بشری، منع نابردباری و مجازات جرایم ناشی از نفرت و تبعیض علیه اقلیتها است، خواه مقامات دولتی، سازمانهای خصوصی یا افراد مرتکب این جرایم شوند. همچنین، دولت باید دسترسی برابر به دادگاهها و نهادهای حقوق بشری را تضمین کند تا مردم به جای اقدام به خشونت برای حل اختلافات، از مسیرهای قانونی برای پایان دادن به دعاوی استفاده کنند.
۲. مبارزه با عدم مدارا نیاز به آموزش دارد:
قوانین برای مقابله با عدم مدارا در نگرشهای فردی لازم، اما ناکافی هستند. عدم مدارا اغلب ناشی از ناآگاهی و ترس از ناشناختهها، دیگر فرهنگها، ملتها و ادیان است. همچنین، این مسئله به احساسات افراطی غرور شخصی، ملی یا مذهبی مرتبط است. از این رو، باید به آموزش در این زمینه بیشتر توجه کرد. لازم است کودکان در خانه و مدرسه تشویق شوند که ذهن باز و کنجکاوی داشته باشند.
آموزش تجربهای مادامالعمر است و تنها محدود به مدرسه نیست. تلاشها برای ایجاد مدارا از طریق آموزش تنها زمانی موفق خواهد شد که شامل همه گروههای سنی شده، در همه جا از خانه و مدرسه تا محیط کار، رسانهها و حتی برنامههای سرگرمی گسترش یابد.
۳. مقابله با عدم مدارا نیازمند دسترسی به اطلاعات است:
عدم مدارا و نفی تفاوتها زمانی خطرناکتر میشود که از آن برای تحقق اهداف سیاسی و سرزمینی افراد یا گروههایی سوء استفاده شود. نفرتپراکنان معمولاً کار خود را با شناسایی حد تحمل و شکیبایی افکار عمومی آغاز میکنند و سپس با ارائه استدلالهای نادرست، آمار دروغین و دستکاری افکار عمومی از طریق اطلاعات نادرست و تعصبات، اهداف خود را پیش میبرند. مؤثرترین راه برای محدود کردن تأثیر نفرتپراکنان، توسعه سیاستهایی است که آزادی و تنوع رسانهها را ترویج کنند تا مردم بتوانند بین حقایق و عقاید تمایز قائل شوند.
۴. مقابله با عدم مدارا نیازمند آگاهی فردی است:
عدم مدارا در یک جامعه حاصل مجموع عدم مداراهای اعضای آن جامعه است. تعصبات، کلیشهسازیها، بدنامسازیها، توهینها و شوخیهای نژادی نمونههایی از بیانهای فردی عدم مدارا هستند که برخی افراد روزانه با آنها مواجه میشوند. عدم مدارا، عدم مدارا را بازتولید میکند و قربانیان آن را به انتقامجویی میکشاند. برای مبارزه با عدم مدارا، افراد باید از ارتباط بین رفتار خود و چرخه معیوب بیاعتمادی و خشونت در جامعه آگاه شوند. هر یک از ما باید از خود بپرسیم: آیا من فردی بردبار هستم؟ آیا درباره افراد پیشداوری داشته و با آنها بر اساس کلیشههای ذهنی خویش برخورد میکنم؟ آیا کسانی را که با من متفاوت هستند، رد میکنم؟ آیا مشکلاتم را بر گردن “آنها” میاندازم؟
۵. مقابله با عدم مدارا نیازمند راهحلهای محلی است:
بسیاری از مردم میدانند که مشکلات فردا بهطور فزایندهای جهانی خواهند بود، اما تعداد کمی از افراد متوجه میشوند که راهحلهای مشکلات جهانی عمدتاً محلی، حتی فردی هستند. در مواجهه با افزایش عدم مدارا در اطراف خود، نباید منتظر اقدامات دولتها و نهادها بمانیم. ما همگی بخشی از راهحل هستیم و نباید خود را ناتوان احساس کنیم، زیرا ما- شهروندان- در واقع ظرفیت بزرگی برای اعمال قدرت داریم. اقدامات غیرخشونتآمیز راهی برای استفاده از این قدرت مردم است. ابزارهای اقدام غیرخشونتآمیز مانند تشکیل گروههایی برای مقابله با مشکلات، سازماندهی شبکههای مردمی، نشان دادن همبستگی با قربانیان عدم مدارا و بیاعتبار کردن تبلیغات نفرتآمیز در دسترس همه کسانی است که میخواهند به عدم مدارا، خشونت و نفرت پایان دهند.
منبع: