برای درک بهتر فاجعه خاموش شدن زبانها و گویشهای بومی و محلی، می توان از مقایسه تنوع فرهنگی و زبانی با تنوع گونههای جانداران در محیط زیست استفاده کرد. امروزه گفتگوها و اقدامات بسیاری درباره آسیبهای جدی به محیط زیست و لزوم مقابله با آن در جریان است. دانشمندان شرایط زیست محیطی و تغییرات ناخواسته اقلیمی در مرحله بسیار خطرناکی میدانند. اقلیمشناسان از دست رفتن نیمی از گونههای گیاهی و جانوری را فاجعهای واقعی میدانند. خوشبختانه توجه رسانهها و افکار عمومی تا حدودی به این خطر و ضرورت تلاش برای کنترل آن جلب شده است. همین سرنوشت تلخ و خطر فوری بسیاری از زبانها- و فرهنگهایی که زبانها وسیله دوام، رشد و انتقال آنهایند- را تهدید میکند. برابر پژوهشها تا چند دهه آینده بیش از نیمی از زبانهای دنیا به طور کامل از بین می روند. اما چرا به این فاجعه خاموش فرهنگی، آن گونه که شایسته است توجه نمیشود و عزم راسخی برای پیشگیری از آن وجود ندارد؟
زبان حقیقتی بسیار فربهتر از چند صد هزار واژه و مجموعهای از قواعد دستوری است. زبان وسیله ارتباط آدمیان و راهی برای ظهور، رشد، مانایی و انتقال فرهنگها و تمدنهاست. آدمی همانطور که برای زیست فیزیکی به بقای اکوسیستم طبیعی زمین نیاز دارد برای بقای فرهنگی نیز به اکوسیستم زبانی وابسته است.
با پدیده جهانی شدن (یا جهانی سازی)، فناوریهای ارتباطی، تسهیل استفاده از فضای سایبر و شکبههای مجازی، کاربران پر شماری به آموختن زبانهای خارجی روی آوردهاند. انگلیسی متداولترین زبان دوم در جهان و رایجترین زبان در اینترنت است. اما گستردگی منابع و اطلاعات به زبان انگلیسی نباید به بیگانگی از زبان رسمی کشور و زبانهای مادری انجامد. زبانها نه تنها یک وسیله ارتباطی، بلکه ابزارهای قدرتمند حفظ فرهنگ، میراث نیاکان و سبکهای مختلف زندگی هستند. مرگ یک زبان به معنای نابودی بخشی از فرهنگ بشری است.
اینترنت و ابزاریهای کارآمد و پرکاربرد آن در عین حالی که میتوانند تهدیدی علیه زبانهای محلی با گویشوران اندک باشند، با تدبیر و درایت کاربران و ابتکارات متکلمان به زبانها و گویشهای محلی میتوانند به ابزاری کارآ برای احیا و حفاظت از زبانهای بومی باشند.
احیای زبانهای بومی و گویشهای محلی نه تنها برای اطمینان از تداوم و انتقال فرهنگ، آداب و رسوم و تاریخ همه جوامع ضروری است، بلکه همچنین برای حفظ تنوع زیستی و مقابله با تغییرات اقلیمی نیز مهم است. بسیاری از فرهنگهای بومی که در مناطقی با شرایط آب و هوایی سخت سکونت داشتهاند، با الهام از عناصر طبیعت و زیست بوم خود راهی برای همزیستی با این شرایط یافتهاند. از بین رفتن زبانهای بومی به گسست تعامل سالمندان با نسل جدید و نابودی این تجارب ارزشمند میشود.

یونسکو زبانها را بر اساس قابلیت انتقال بین نسلی به صورت زیر دسته بندی کرده است:
امن (safe): زبانی که همه نسلهای گویشوران با آن صحبت میکنند و انتقال بینانسلی بدون وقفه ادامه دارد.
آسیب پذیر(Vulnerable): اکثر کودکان با این زبان صحبت میکنند، اما ممکن است به دامنههای خاصی محدود شود، مثلا در خانه.
قطعاً در معرض خطر(Definitely endangered): زبانی که کودکان دیگر آن را به عنوان زبان مادری در خانه یاد نمیگیرند.
به شدت در معرض خطر (Severely endangered): زبانی که پدربزرگ و مادربزرگ و نسلهای قدیمی با آن صحبت میکنند. نسل والدین ممکن است آن را درک کنند، اما آنان این زبان را با کودکان خویش نمیآموزانند یا در میان خود از آن استفاده نمیکنند.
به صورت فاجعهباری در خطر(Critically endangered): آخرین گویشوران به این زبان مادربزرگ و مادربزرگ و سالمندان هستند و آنها هم به ندرت به آن زبان صحبت میکنند.
منقرض شده (Extinct): اگر احتمالاً از دهه ۱۹۵۰ منقرض شده باشد، دیگر هیچ گویندهای به آن زبان باقی نمانده است.
برای کودکان و نسلهای آینده هر کشور، زبان مادری همیشه دارایی ارزشمندی است و پلی برای ارتباط میان آنها و نسل گذشته و نیاکان. افزون بر نهادهای فرهنگی و آموزشی و رسانهها، زنان و مادران میتوانند در احیا و حفاظت از زبانهای بومی و گویشهای محلی و عملکرد مهم انتقال بین نسلی زبان، نقش سازنده و مؤثری داشته باشند.
زبان همانند موجودی باستانی است که در گذشتههای دور زاده شده و در طول سدهها و قرنها، تغییر کرده است و افسانهها، داستان ها، داستانها و حکمتهای گذشتگان را با خود دارد و از نسلی به نسل بعد منتقل میکند. خاموشی یک زبان فروریختن پلی از جنس فرهنگ، آداب، رسوم و تاریخ و یک فاجعه فرهنگی است. با توجه به اهمیت زنده ماندن زبانها، علاوه بر اینکه سازمان ملل و یونسکو در تقویم خود یک روز را به عنوان “روز زبان مادری” نامگذاری کردهاند در تلاش برای برنامه ریزی یک دهه برای بزرگداشت و اقدام موثر برای تداوم زبانها هستند.
منبع تصویر: وبسایت سازمان ملل