⏰ ۳
سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فبروری را «روز جهانی زبان مادری» نامگذاری کرده است. در اسناد بنیادین حقوق بشر، کرامت انسان جدا از هویت فرهنگی و زبانی او تعریف نمیشود. در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده که همه انسانها بدون تبعیض از حیث زبان از حقوق و آزادیها برخوردار اند (ماده ۲)، و در میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز آمده است که اقلیتها حق دارند زبان خویش را حفظ و استفاده کنند (ماده ۲۷). این اصول نشان میدهد زبان تنها وسیله گفتگو نیست؛ بخشی از حق دیدهشدن و مشارکت در جامعه است.
ما از سال ۲۰۲۲ بدینسو هر سال به مناسبت این روز در وبسایت رویا نوشتههایی نشر کردهایم؛ هر بار از زاویهای متفاوت: تنوع فرهنگی، آموزش چندزبانه، خطر نابودی زبانها و میراث انسانی. با این حال، موضوع زبان مادری هنوز لایههای بررسینشده فراوان دارد. امسال، متناسب با نیازهای جامعه امروز، بحث را بر سه محور متمرکز میکنیم: صدای جوانان در آموزش چندزبانه، عدالت زبانی در خدمات عمومی، و آینده زبانها در عصر هوش مصنوعی.
جوانان و آموزش چندزبانه
موضپع کانونی گفتگوهای امسال سازمان ملل متحد در روز جهانی زبان مادری «صدای جوانان در آموزش چندزبانه» است. مسئله فقط دانستن زبان مادری نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا مکتب اجازه میدهد کودک با همان زبان فکر کند یا نه. وقتی زبان آموزش با زبان خانه تفاوت داشته باشد، فهم مفاهیم کُند میشود و اعتماد به نفس آسیب میبیند. کودک درس را حفظ میکند اما آن را واقعاً درک نمیکند.
در مقابل، آموزش چندزبانه مسیر یادگیری را طبیعی میسازد. شاگرد مفهوم را به زبان خود میفهمد و بعد به زبانهای دیگر منتقل میکند. این روند نهتنها کیفیت آموزش را بالا میبرد بلکه هویت فردی را نیز حفظ میکند. امروز خود جوانان درباره این مسئله سخن میگویند؛ آنان تجربه مهاجرت، تبعیض آموزشی و حق فهمیدن را روایت میکنند و نشان میدهند آموزش مؤثر بدون زبان قابل فهم ممکن نیست.
زبان و دسترسی به عدالت
زبان تنها ابزار فرهنگی نیست؛ ابزار عدالت است. فردی که زبان رسمی خدمات عامه را نمیداند، ممکن است فورم صحی را نادرست خانهپُری کند، قرارداد را نفهمد یا در محکمه نتواند روایت خود را بیان نماید. در چنین حالت بیعدالتی رخ میدهد، حتی وقتی هیچ قانونی آشکارا نقض نشده باشد.
دسترسی واقعی به عدالت یعنی خدمات درمانی قابل فهم، ترجمان در روندهای قضایی و معلومات عامه به زبانهای مردم. گاهی نبود یک ترجمه درست، سرنوشت حقوقی یک انسان را تغییر میدهد. عدالت فقط در قوانین نوشته نمیشود؛ در امکان فهمیدهشدن تحقق پیدا میکند.
آینده زبانها در عصر هوش مصنوعی
فناوری با سرعتی بیشتر از سیاست پیش میرود. بسیاری از برنامههای هوش مصنوعی عمدتاً با چند زبان پرکاربرد آموزش دیدهاند و زبانهای کوچک حضور اندکی در دادهها دارند. نتیجه آن است که شیوههای بیان محلی و جهانبینیهای متفاوت از فضای دیجیتال کنار زده میشود.
اگر زبانی در جهان دیجیتال حضور نداشته باشد، کمکم در زندگی روزمره نیز کمرنگ میگردد. مسئله تنها حفظ میراث فرهنگی نیست؛ پرسش این است که در آینده دیجیتال چه کسانی حق سخن گفتن خواهند داشت و چه صداهایی خاموش میماند.
مسئولیت مشترک
حفظ زبان مادری وظیفه یک گروه خاص نیست. دولتها باید آموزش چندزبانه و خدمات عمومی قابل فهم فراهم کنند. نهادهای قضایی و صحی باید ترجمان حرفهای در دسترس داشته باشند. رسانهها و پلتفرمهای دیجیتال باید زبانهای کمکاربرد را در تولید محتوا و فناوری جدی بگیرند. خانوادهها و جامعه مدنی نیز نقش انتقال میاننسلی زبان را بر عهده دارند.
زبان مادری یک احساس نوستالژیک ساده نیست؛ مرزی است میان مشارکت و حذف اجتماعی. به همین دلیل هر سال باید دوباره به آن برگشت و از زاویهای سخن گفت که جامعه امروز به آن نیاز دارد.